‏ ایرانی‌ها در طول سفر کجا می‌مانند؟

۲ آذر ۱۳۹۴

آمارها می‌گویند فقط نیمی از خانواده‌های ایرانی در طول تابستان به سفر می‎روند. آن نصف دیگر حتا یک بار هم از شهر و ‏روستای خود خارج نمی‌شوند و چمدانشان حتا یک بار هم باز و بسته نمی‌شود. ‏

آمارها می‌گویند فقط نیمی از خانواده‌های ایرانی در طول تابستان به سفر می‎روند. آن نصف دیگر حتا یک بار هم از شهر و ‏روستای خود خارج نمی‌شوند و چمدانشان حتا یک بار هم باز و بسته نمی‌شود. ‏

تابستان در ایران بهترین فرصت برای سفر است و خانواده‌ها اغلب تصمیم می‌گیرند در این فصل به سفر بروند. با این حال آمارها ‏می‌گویند فقط نیمی از خانواده‌های ایرانی در طول تابستان بار سفر می‌بندند. آن نصف دیگر حتا یک بار هم از شهر و روستای ‏خود خارج نمی‌شوند و چمدانشان حتا یک بار هم باز و بسته نمی‌شود. و تازه از بین کسانی که به سفر می‌روند، ۶۶ درصدشان ‏خانه‌ی آشناها و بستگانشان در شهرهای دیگر می‌مانند. یعنی بیشتر مردم اگر جایی آشنا و وابسته‌ای داشته باشند تصمیم به سفر می‌گیرند و با ‏هتل و مسافرخانه و اقامتگاه بیگانه‌اند. اولین دلیلش احتمالاً مشکلات اقتصادی است، مردم هتل را جایی لوکس می‌دانند، بدون ‏اینکه نسبت به قیمت‌های هر فصل و هتل‌های مختلف کنجکاوی داشته باشند. ماندن در جایی که هیچ تعلقی بهش نداری، با مزاج ‏ایرانی ما خیلی سازگار نیست. ‏

ادامه مطلب

دسته:ایرانگردی

‏ آنسوی دیوارهای خانه‌ی دایی‌جان ناپلئون

۲ آبان ۱۳۹۴

یکی از توریستی‌ترین خانه‌های تهران خانه اتحادیه است. خانه‌ای که سالها درش به روی گردشگران بسته بود ولی حالا خبرهای تازه‌ای از آن به گوش می‌رسد.

یکی از توریستی‌ترین خانه‌های تهران خانه اتحادیه است. خانه‌ای که سالها درش به روی گردشگران بسته بود ولی حالا خبرهای تازه‌ای از آن به گوش می‌رسد.

یکی از توریستی‌ترین خانه‌های تهران خانه اتحادیه است. خانه‌ای که سالها درش به روی گردشگران بسته بود و فقط می‌شد از ‏بیرون تماشایش کرد. مجموعه تلویزیونی دایی‌جان ناپلئون در همین خانه ساخته شد و از همان موقع دیگر به اسم خانه‌ی دایی ‏جان ناپلئون معروف شد. اما دلیل اهمیتش فقط این نیست، خانه‌ی اتحادیه مکانی تاریخی و متعلق به دوره قاجار است و ته ‏کوچه‌ای بین خیابان فردوسی و لاله‌زار روزگار سپری می‌کند و هنوز برای خیلی از گردشگران ناشناخته است. خانه اتحادیه ‏سال‌ها در معرض فرسودگی و تخریب بود و حالا چندروزی است که شهرداری آن را خریده تا مرمت کند و تغییر کاربری دهد و ‏شاید به زودی درش به روی همه باز شود. ‏

ادامه مطلب

دسته:جاذبه

‏ همینگوی اینجا بود

۱۸ مهر ۱۳۹۴

همینگوی یکی از نویسندگانی است که به دلیل سفرهایی که کرده و کتاب‌هایی که نوشته منبع الهام مهمی برای ‏صنعت گردشگری و گردشگران است. او یک نویسنده‌ی همیشه مسافر بود.

همینگوی یکی از نویسندگانی است که به دلیل سفرهایی که کرده و کتاب‌هایی که نوشته منبع الهام مهمی برای ‏صنعت گردشگری و گردشگران است. او یک نویسنده‌ی همیشه مسافر بود.

همینگوی یکی از نویسندگانی است که به دلیل سفرهایی که کرده و کتاب‌هایی که نوشته منبع الهام مهمی برای ‏صنعت گردشگری و گردشگران است. او در کتاب «پاریس جشن بیکران» طوری این شهر را توصیف می‌کند که ‏خواننده برای دیدن این شهر و قدم زدن در آن بی‌طاقت می‌شود. همینگوی یک نویسنده‌ی همیشه مسافر بود. آثار ‏بزرگش را در جایی دور از خانه و زادگاهش خلق کرد و پا به هرجایی می‌گذاشت اثر حضورش ماندگار شد. چنانکه ‏شصت سال پس از مرگش گردشگران همچنان سراغ او و رد پایش را در شهرهای دور و نزدیک می‌گیرند و حالا ‏صاحب موزه‌های بسیاری است که زمانی اقامتگاه و خانه‌اش بودند. ‏

ادامه مطلب

دسته:جهانگردی

اسپرسو یعنی سریع

۸ مهر ۱۳۹۴

3637

۲۹ سپتامبر یعنی هفتم مهر روز جهانی قهوه است. ‏زمانی بود که تهران ۱۵۰ هزارنفر جمعیت داشت اما صاحب۴۵۰ قهوه‌خانه ‏بود و بیشتر از هر کار دیگری، شغل قهوه‌خانه‌داری رایج بود. حالا هم قهوه‌خانه‌ها وجود دارند اما بیشتر از آنکه قهوه سرو کنند، ‏قلیان چاق می‌کنند و قهوه را باید در کافه‌‎ها خورد. ‏

قهوه برای دهه‌های متمادی سوغات محبوبی بوده و توی چمدان توریست‌ها جای ویژه‌ای برای خود داشته و دارد. شهرهایی در ‏جهان هستند که قهوه‌هایشان معروف‌تر است و گردشگران پای ثابت کافه‌هایشان هستند. یکی از این شهرها استانبول است که ‏قهوه‌ی ترک اصیل دارد و نه تنها در آنجا، بلکه اینجا در کافه‌های ایران هم قهوه ترک یکی از نوشیدنی‌های محبوب ‏مشتری‌هاست. شهر بعدی پاریس است و قهوه فرانسه‎ ‎و اوله‌ی مشهورش که در آن شیر و خامه می‌ریزند و از تلخی محض درش ‏می‌آورند. پاریس شهر کافه‌هاست و می‌شود ساعت‌های زیادی را در آن گذراند بدون اینکه کسی به شما بگوید، وقت تمام شده و ‏باید پول میز را بپردازید و از کافه بیرون بروید. بعد به سیاتل آمریکا می‌رسیم که استارباکس اصلاً در همین شهر پا گرفت و به ‏خاطر قهوه‌ی خوبی که ارائه می‌دهد کافه‌های فراوانی هم دارد. هاوانا پایتخت کوبا جای بعدی است که می‌شود کافه کوبانوی ‏مخصوص نوشید و شهر پنج رم ایتالیاست که کاپوچینو و ماکیاتو و اسپرسوی اصل دارد و دم کردن قهوه‌ی خوب را هنر ‏می‌داند. اما ما همه‌ی انواع قهوه را در کافه‌های خودمان بومی کرده‌ایم یعنی قهوه‌ای که در فرانسه می‌خورید شاید همان قهوه‌ ‏فرانسه‌ای نباشد که اینجا می‌نوشید. ‏

ادامه مطلب

دسته:جهانگردی

چهار نقطه از دنیا که مردن در آن ممنوع است

۱۴ شهریور ۱۳۹۴

2293

دنیا پر شده از جاهای عجیب و غریب. عجیب و غریب بودن البته تنوع موضوعی زیادی دارد و سرآغاز به وجود آمدن شاخه‌های مختلف گردشگری است. عجیب ها زیادند، در همه جای جهان پراکنده‌اند و گردشگران هم مشتری همیشگی آنها. هر چه مکانی عجیب و غریب‌تر باشد میل به دیدن آن از نزدیک بیشتر است. این صفت می‌تواند مربوط به جغرافیا و طبیعت جایی باشد، یا دلیلش وجود دست ساخته های بشری باشد یا اصلاً مربوط به قانون های نامتعارفی باشد که در بقیه‌ی جهان نمونه‌اش را نمی‌بینیم. مثلا شهری در سوئیس وجود دارد که در آن به آدم‌های متقاضی برای خودکشی کمک می‌کنند و شاخه ای از توریسم به اسم توریسم خودکشی به وجود آمده. اما جاهایی هم هست که مردن را در آن ممنوع اعلام کرده‌اند. مگر مردن دست خود آدم است که ممنوع باشد؟ بی‌توجه به اینکه آیا انسان برای مردن از خود اختیاری دارد یا نه، چهار نقطه از جهان وجود دارد که به آدم‌ها اجازه‌ی مردن نمی‌دهد.

ادامه مطلب

دسته:جهانگردی

خوش می‌گذرد اما خوشی نمی‌گذرد

۱۴ شهریور ۱۳۹۴

2294

وبلاگ درِ پشتی اسنپ تریپ است. آن جلو همه‌چیز رسمی و وابسته به امکانات موجود و طبق برنامه‌ریزی‌ و حاصل ماه‌ها تلاش همه‌ی همکاران است، سر و شکل حرفه‌ای دارد و بخش‌بخش است. هر بخش در عین هماهنگی با بقیه، وظیفه‌ی مشخصی دارد که باید همان را خوب انجام دهد و در کار بقیه دخالت نکند اما اینجا؛ در وبلاگ، جور دیگری است. اینجا دست آدم‌های آماتور است، آماتور بودن خوب است، مثل تخصصی بودن دست و پای آدم را نمی‌بندد و استانداردها جای آدم را تنگ نمی‌کند. آماتورها راحت حرف می‌زنند و فاصله‌گذاری نمی‌کنند. بالا و دور از دسترس نیستند. به همه جا سرک می‌کشند. بدون هیچ ترتیب و صلاح‌دیدی همه‌چیز را تعریف می‌کنند و چیزی را از قلم نمی‌اندازند و مهمتر از همه ماجراجویند. از ریزه‌کاری‌های سفر می‌گویند، به چمدان‌ها سرک می‌کشند و لباس‌ها را جوری مرتب می‌کنند که کمتر جا بگیرد، هرجا که باشید با شما صبحانه می‌خورند، چشم‌انداز بیرون پنجره را نشان می‌دهند و حتا ممکن است دست توی جیبتان کنند، پول‌هایتان را دربیاورند و بشمارند، و بر اساس آن پیشنهاد دهند کجا بروید که بیشتر خوش بگذرد. همراه شما سوار راحت‌ترین وسیله‌ای می‌شوند که با آن می‌توان راهی سفر شد، گاهی با پای پیاده، گاهی سوار ماشین‌های گذری، سوار قطار و اتوبوس و ماشین شخصی و هواپیما، حتا با اسکیت، به نزدیک و دور.

ادامه مطلب

دسته:اخبار